یک دنده ای که حلالیت می طلبد
یه اتفاق خیلی بزرگ که از یکی از نوشته هاتون برام افتاد و چند تا خوشی بی نظیر برام داشت به یاد اوردن نوشته های قدیمی مون بود .
رفتم و تمام نوشته هامون رو از روز اول خوندم ، همه ش رو نه اما خیلی یاشو ، فهمیدم این وسط چقد از رفقا وسط راه به هر دلیلی رفتن و من تو این شلوغی نفهمیدم ، دیدم چه روزای خوبی با هم داشتیم ، پر خاطره . چقد بحث و جدل و شور و شوق.
می خوام از اونایی که رفتن حلالیت بطلبم، از همه . یه دنده بازیای منو که می شناسید .
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم مهر ۱۳۸۹ ساعت 15:8 توسط راوی