چقد وقت بود ماتریکس ندیده بودم - بعد از اون دوره ای که یه پشت می دیدیمش - 

چقد وقته کلا از فیلم دیدن فاصله گرفتم.

چقد وقته دیگه از اون فیلمای عمیق بی نظیر دیگه خبری نیست.

امروز به یه جهت دیگه یه تکه از ماتریکس رو دیدم که یهو یادم اومد چقدر دوسش دارم، چقدر حرفی بود که دربرابر سوالای روشنفکرمابانه ی خیلی یا حس می کردم اما به زبونم نمی اومد:

 

غیبگو: آب نبات؟

نئو: تو الان می دونی که من اون رو ازت می گیرم یا نه؟

- اگه نمی دونستم که غیبگو نبودم.

- اما اگه تو از قبل می دونی، پس من چه جوری می تونم انتخاب داشته باشم؟

- چون تو اینجا نیومدی که انتخاب کنی، قبلا انتخابت رو کردی، و حالا اینجایی تا سعی کنی بفهمی چرا این انتخاب کردی.

 

اینجا حرف بزنیم