اینکه گاهی می مونم و هیچی نمی نویسم از این نیست که خاطره بازی نمی کنم ، نه ، من با خاطره ها زندگی می کنم.

برا اینه که یه دنیا خاطره سرریز می شه تو تمام روحم . هر خطی که می نویسید یه عالم فکر و خاطره داره و تمامشون با هم که سراغم می یاد قفل می کنم .

نم نمک از هر کدومشون می گم و بعد اگه مجال بود مفصل . هر چند از روز اولم نمی خواستم خاطره بازی یا خیلی کش دار باشه ، همین در حد اشاره کفایت می کنه ، خودشون یه دنیان .