اینکه یه آدمی اینقدر بدونه چه کار باید برات بکنه که آروم بشی چیز معرکهایه که نمیشه روش اسم گذاشت. آهنگی که میدونه چقدر دوسش دارمو پخش کرده و از خیابون جدیدی که تو شیراز راه افتاده برام فیلم گرفته. میدونه هر چیزی مربوط به شیراز چقدر میتونه برام نجات بخش باشه. میدونه این آهنگ کجای قلبم نشسته. میدونه نمیتونم هیچ کدوم از آهنگایی که وقتی بابا بود گوش میدادمو گوش بدم. اما نمیدونه این قصه این آهنگ منو وصل میکنه به بابا.
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر ۱۴۰۳ ساعت 23:48 توسط راوی