همیشه این روزا به شدت مشغول خونهتکونی بودم و فکر اینکه سفره هفتسین رو چهجوری بچینیم و چهارشنبهسوری چه کار کنیم و...
حالا...
سال عجیبی بود. سخت.. خیلی سخت.
اما مطمئنم، با تمام وجودم باور دارم هیچی تو این دنیا هدر نمیره، هیچ خونی، هیچ دردی، هیچ تلاشی هدر نمیره، هیچ صبری، هیچ صبری..
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند ۱۴۰۱ ساعت 0:24 توسط راوی