"چیزهایی در جهان هستند که قاعدتا نباید این همه درد داشته باشند، اما درد دارند و بیش از آن چیز که میشود تصور کرد." *
اولین باری که این جمله رو خوندم به خودم گفتم من چقدر چقدر تمام عمرم این جمله رو زندگی کردم. حالا این روزا درست تو نقطه مقابلش ایستادم. چیزایی میبینم.. میشنوم که تا مغز استخون آدمو میسوزونه، انگار که بند بند وجود آدم داره از هم جدا میشه اما میبینی که برای اون درد کافی نیست.. کافی نیست.
--------------------------
* این جملهی بامداده، بامداد رکنی. قبلا ازش گفتم براتون.
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۱ ساعت 1:55 توسط راوی