میگه بزرگترین عیب تو اینه که آدما رو به راحتی کنار میذاری.
نمیدونم چرا فکر میکنن راحته؟ چرا فکر میکنن چون انجامش میدی راحته؟!
زندگی برای من، لااقل تو آستانه چهل سالگی دیگه وقت برا تلف کردن نداره، اونم بعد از این تلنگری که خوردم.
چرا باید لحظههای زندگیم که ثانیه ثانیهش الان برام مهمه رو بذارم با کسی که من براش یه آدمییم مثل دیگران؟
الان، با تمام وجودم به این نتیجه رسیدم که دایره آدمای اطرافمو محدود کنم به کسایی که برام خاصن و براشون خاصم. هر چقدر محدودترم بشه ابایی ندارم، چون اینجوری وقت بیشتریم میتونم باهاشون بگذرونم.
میگن راحته چون میبینن با یه رفتار زده میشی و رها میکنی، اما نمیگن اون رفتار چیه!
اینکه به خاطر پاک شدن کامنتش تو صفحهت ناراحت میشه رو اصلا بیخیال، میگی اتفاقا رو حساسیتیه که رو تو داره. براش توضیح میدی میخواستی کامنت خودتو پاک کنی دستت خورده چند تا کامنت دیگه هم پاک شده. اینکه توضیحتو نپذیره یعنی خیلی چیا که همهشون به این ختم میشن که این رابطه رفاقت نیست، این رابطه یه رابطه بالغِ خاص نیست.
به نظرم زندگیمونو صرف آدمایی که هنوز بالغ نشدن نکنیم.