چل و چار سال پیش.. تو این لحظهها.. دکتر با سوسای عزیزش داشته حرف میزده..
چه حرفها، چه حرفها...
عرفان بهم یاد داده برا رفتن هیچ کس ناراحت نباشم.. اما نمیدونم چرا بیست و نه خرداد تمام سالا یه حالیم.
"شگفتا وقتی بود نمیدیدم، وقتی میخواند نمیشنیدم
وقتی دیدم که نبود، وقتی شنیدم که نخواند
....
و بعد
عمری گداختن از غم نبودن کسی ..."
.
.
.
در نور، در روشنی، در آرامش باشید الهی.
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم خرداد ۱۴۰۰ ساعت 2:37 توسط راوی
|