ماجرا...
وقتی بارسام روزای سختی رو می گذرونه، تلخی به کامم می شه...
دلم شادی شونو می خواد، خوشی بی اندازه شونو می خواد، شادی بعد از گلشونو، مخصوصا ویا و مسی، که یه مدته دلم برا اون شادی سرشارشون تنگ شده...
می دونم حتی به این روزای سختم باید افتخار کرد، به فوتبالی که شرافتشو به هیچی نمی ده..
می دونم، یه ماجرایی هست..حتما یه ماجرایی هست.. با یه حال غریب منتظر رسیدنش م...
دلم می خواد بیشتر از قبل این جمله ی بیل شانکلی رو با خودم زمزمه کنم:
" فوتبال، مسئله ی مرگ و زندگی نیست ..
بلکه، ..
چیزی فراتر از اینهاست..."
...........................................................
پی..نوشت: آلبوم امید نعمتی اومده، تو این مدت، اینهمه ازش گفتیم و با صداش به کجاها که نرفتیم... حالا .. بازم ... همون جور که بین خودمون صداش می کنیم، بازم ژاوی ...
پی..پی.. نوشت: رستاک جدید رو هم نیوشیدیم، بسی شاد گشتیم، چه سازای دل نشینی.