در شبی چنین ...
اما امشب،
چرا خودمو گول بزنم، دلم گرفته. بارسای من امشب نبرد. کودک کلهشق درون من حتی حاضر نمیشه بگیره بخوابه.
می گم تب برا همین، برا همین که بعضی شبا پایین نمییاد ، که هر چند تعدادش کمه اما درجهش تنده، نه که فکر کنم خبریه، نه، به قول حَج بهزاد "طوری نی"، اما دلم به روحش بستهس ، به شادیش.
میبینم یه دنیا شادی بیاندازهشو ...
به یاری و لطف حق.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 23:58 توسط راوی