سعیده* می گه یه حافظیه ی ما می ارزه به صد تو از ای شهرای شرت شپکی شما.

چه حالی کردم. درسته که همه جای ایران سرای من است. اما آدم تو خونه شم اتاقشو بیشتر از مثلا پذیرایی دوست داره.

چقدم قشنگ شیرازی حرف می زنه. من کلا لهجه دوست دارم، به جز یکی دوتا. یعنی گل از گلم می شکفه یکی با لهجه حرف بزنه. شیرازی رو که می شنوم که سرحال میام. فک کنم خیلیا همین حسو داشته باشن. اون یه سالی که اهواز بودم تا شروع می کردم به حرف زدن یه لبخندی رو صورت بقیه می نشست. بعضی موقع ها می گفتن گوش نمی دیم چی می گی همه ی توجهمون به طرز حرف زدنته :)))) اولین باری که رو تختم نشسته بودم و کتابم رو زمین بود و به یکی از بچه ها گفتم " او کتابو رو بده" به جای کتاب دادن ریسه می رفت. روزای اول بود، من هنوز برام جا نیفتاده بود متفاوت از بقیه حرف می زنم. نگاش می کردم ببینم چشه، خنده ش که تموم شد می گفت من شنیده بودم " و" می دید آخر کلمه هاتون ولی خودم با گوش خودم نشنیده بودم. وقتی داشتم برمی گشتم که قشنگ یه عده لهجه گرفته بودن ؛))

 

.............................

* یکی از شخصیتای سریال شهرزاد

یکی از کلمه هایی که غیر شیرازیا برا شیرازی حرف زدن تو جیبشون دارن اینه که به جای فلکه ی گاز( ف با کسره) بگن "فلکه ی گازو". اسم فلکه ی گاز رو شنیدن، اینکه "و" می دیم آخر کلمه هامونم شنیدن، فکر می کنن بعد همه چی می شه "و" گذاشت. نه! بعد از کلمه های معرفه "و" نمی دیم. قیافه مونم وقتی یکی می گه فلکه ی گازو :/ این شکلی می شه. 

 

اینجا حرف بزنیم