این مدتی که بلاگفا خراب بود و نمی شد وارد صفحه شد، و وقت بی وقت سر می زدم که ببینم درست شده یا نه، وقتی توضیحات بلاگفا اومد که آرشیو از دست رفته و دارن تلاش می کنن برگرده، حتی راضی شده بودم به اینکه دوباره شروع کنیم، یا لااقل یه قسمتی از آرشیو برگرده. روزی که اومدم و باز امتحان کردم و دیدم که باز شد از خوشی دلم می خواست جیغ بزنم، چقد با شور و شوق نوشتم و نوشته هاتونو جواب دادم، تا نگاهم به آرشیو افتاد، از بهمن ۹۲ تا بهمن ۹۳ نبود. یعنی انگار یه سال از برگه های دفتر خاطراتت رو باد برده باشه، نوشته های من بخشی از خودمن، در من وجود دارن، اما نوشته هایی که برام نوشتید، که با هر کدومشون چقدر لحظه های روشن و نابی داشتم..

 

فروکش کردم، نتونستم بیام بنویسم. می دونم دلیل درستی نیست. ولی نشد.

دوباره شروع می کنیم. خاطره گفتن و خاطره ساختن رو

دنگ شو جانمم که داره می یاد...

دلم برا اینکه بیام ازش براتون بگم تنگ شده.

.....................................................................................

_ اگه کسی از نوشته های این مدتی که حذف شده، چه نوشته های من چه نوشته هایی که خودتون برام نوشتید، عکس داره لطف خیلی بزرگی می کنید برام بفرستیدشون.

 

اینجا حرف بزنیم