دل آرام..
هر که دلارام دید، از دلش آرام رفت هیچ نیابد خلاص هر که در این دام رفت
یادتو می رفت و ما عاشق و بیدل بدیم پرده بر انداختی، کار ... به اتمام رفت
می که فرو شد به کام عقل به ناکام رفت
گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی حاصل عمر آندم است باقی ایام رفت
هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت آخر عمر از جهان چون برود خام رفت
نوجونی من با این شعر و چند تا شعر دیگه ی سعدی گذشته، همینه که هیچ وقت هیچ شاعری نمی تونه جاشو برام بگیره
همین بود که اسم اولین دف م، اون دف گرم پوستی، با اون سنگینی که تحمل می کردم و می خواستمشُ دل آرام گذاشتم، که با تموم دردی که داشت، با تموم شوری که داشت، دلمو آروم می کرد، دلمو از یه جای دیگه آروم می کرد
اون روزای شوریدگی، که کاری نداشتم تو دنیا داره چی می گذره، فقط این کلمات بود که به لبم می اومد
اون روزای از "طلب تا فنا"
حالا بعدِ این همه سال، مثل همیشه که صفحه ی دنگ مون یه نوشته ی جدید داره، با ذوق و شوق فقط آهنگ رو گرفتم و شروع کرد و دیدم دارم همراشون می خونم، همه ی اون شیدایی یا یادم اومد
حال و هواش همون شوریدگی یا رو داره، شوریده و ... آ.. رام ..
...............................................................................................
http://dangshowmusic.com/musics